X
تبلیغات
شهرستان فراشبند - مصاحبه با آرش میر احمدی بازیگر و کارگردان تئاتر و تلویزیون
فراشبند بلاگفا

* آقای میر احمدی ؛ نسل سومی و نسل چهارمی ها شما را آنطور که باید بشناسند نمی شناسند و این از کم کاری ما اهالی رسانه است . از خودتان بگویید .

آرش میراحمدی . متولد 1350 . فارغ‌التحصیل کارشناسی نمایش از دانشکده هنرهای زیبا، دانشگاه تهران؛
سال 1368 وارد دانشکاه شدم . دیپلمم را دبیرستان مطهری. هیچکدام از خانواده راضی نبودند و مشوقم حسین اسکندری بودند

* اوضاع آن زمان ( قبل از ساک بستن ) تیاتر (تئاتر) فراشبند ، (اصلا تئاتری وجود داشت ) از هم بازیانتان بگویید و اگر خاطره ای از آن زمانها بیاد دارید برای ما تعریف کنید .
با مسئولیت آقای اسکندری تئاتر طرفدار زیادی داشت . ما هر روز به شوق تمرین تئاتر زندگی میکردیم ما هر سال در جشنواره استانی تئاتر دانش آموزی شرکت می کردیم
هم دوره ای های من تا جایی که یادم می آید علی وطن دوست . مختار مرادی . محمود نشاط آور و .....

* آن زمان که ساکتان را بستید و عازم تهران شدید ؛ چه احساسی داشتید ؟ برایتان دوری از خانواده سخت نبود ؟
حس عجیبی داشتم . هم خوشحال بودم که دارم به هدفم نزدیک میشم هم ناراحت دوری از خانواده بودم بهرحال این راهی بود که بایستی میرفتم

*از دوستان آن زمانتان بگویید . و آیا هنوز با آنها ارتباط دارید ؟
آره . با دوستانی که در تهران ساکنن ارتباط دارم . علی وطن دوست . مختار مرادی . محمود عالیشوندی

*از تجارب زندگی در تهران بگویید و اینکه محیط تهران چه تاثیر اتی بر روحیات و تفکرات شما داشته است ؟
زندگی با هدف در غربت خیلی خوبه باعث میشه انسان رشد کنه . مثل این میمونه که آدم خودش رو از دور نگاه میکنه

* اولین باری که تصویر شما بعنوان بازیگر در جعبه جادویی ( تلویزیون) نشان داده شد ، به کدام سریال باز می گردد .
جنگ نوروزی 72 که متشکل از آیتم های طنز بود . و به کارگردانی آقای داریوش کاردان. برام جالب بود اصلا نمیتونم وصف کنم .

* در گذشته بیشتر کارهای طنز بازی می کردید ، این فاصله گرفتن شما از آثار طنز دلیل خاصی دارد ؟
نه دلیل خاصی نداره چند سالی که چون کارگردانی می کنم از دنیای بازیگری کمی فاصله گرفتم اما همین امسال شبکه 3 ساعت 8 شب از من در ایام نوروز یک کار طنز پخش میکنه به اسم خنده بازار


* چطور شد که کارگردان شدید .
مثل همه کارها بالاخره یک شروعی داره.  2سال پیش آقای تهیه کننده با من تماس گرفت و با هم همکاری کردیم . اولین کار من به نام باران در آینه که قرار است امسال پخش داشته باشد .

* نمی خواهید خودتان بازی کنید ؟ برای بازیگری اخیراً پیشنهاد جدیدی نداشته اید ؟
چرا. دوست دارم.
بازیگری جزئی از زندگی من است . فعلا در مورد یک کار صحبت شده اگر من نخواهم فیلم جدیدم رو شروع کنم حتما با اون پروژه همکاری میکنم

* چندی پیش فیلمی از شما از رسانه ملی پخش شد با نام همدم ، که بازتاب های فراوانی در رسانه ها داشت . از آن فیلم برایمان بگویید .
این فیلم به سفارش گروه فیلم دفاع مقدس سیما فیلم ساخته شد. 15 روز فیلم برداریش به طول انجامید و داستان فیلم بر گرفته از یک داستان واقعی است .

* و الان فیلم پناه را در دست ساخت داری ! الان در چه مرحله ای هستید ؟
آماده و در نوبت پخش

* در این چند ساله ، دو اثر شما بگونه ای سفارشی و مناسبتی هستند ، کار کردن در این سبک را دوست دارید ، یا اینکه دلیل دیگری دارد . ( برای مثال همدم با مضمون دینی و مناسبتی پناه یک فیلم سفارشی)
نه . دوست ندارم پیشنهاد شد منم ساختم .ولی امسال میخوام یک کار کمدی بسازم

* تا امروز چند نفر را با پارتی و رابطه ، بازیگر کرده اید ؟ و اصولا رابطه شما با بند پ چگونه است ؟
همانطور که خودم بدون پارتی وارد این شغل شدم اصلا به این جریانات اعتقاد ندارم. بازیگری که استعداد و توانایی و شعور بازیگری داشته باشد خودش راهشو پیدا میکند. این رمزه ماندگاری در این رشته است.

* اگر از همشهریان شما به شما مراجعه کنند و بگویند که ما استعداد هنری داریم و می خواهم فلان رشته را برگزینم ، چقدر حمایتش می کنید تا او موفق شود ؟
صد درصد تا جایی که به من مربوط بشه و در توان من باشه حمایتش میکنم.

* در یک سایت تئاتر ، دوستی نوشته بود دلیل عدم ارائه آثار فاخر در تئاتر ؛ غم نان بازیگران و عوامل آن می باشد و دلیل دیگر آن عدم آموزش صحیح و اصولی بازیگران می باشد . شما به عنوان یک هنرمند باسابقه چه پیشنهادی برای بیرون آمدن از این رکود دارید .
من اصلا اعتقادی به این ندارم که غم نان باعث به وجود نیامدن آثار فاخر باشد. اندیشه ی فاخر. روح سالم و شعور است که آثار غنی میسازد.

* تئاتر را بیشتر دوست دارید یا جعبه جادویی را ؟
مسلما تاتر.

* با مرجان صفا بخش چگونه آشنا شدید ؟ و کی و کجا احساستان را با ایشان در میان گذاشتید ؟ و اینکه آیا خانواده تان در این انتخاب و ازدواج نقش داشتند ؟ درباره زندگیتان بگویید .
در کرمان و با موافقت پدر و برادرانم . الهی شکر راضی هستم . دو فرزند دارم به نام های کارمانیا و آرشام.

* آخرین بار کی به فراشبند اومدید ؟
نوروز 1389 و خیلی خوش گذشت .

* سال نو نزدیک است ، بهترین خاطره تان از عید نوروز + سیزده بدر + سفره هفت سین
بهترین خاطره من به بودن نوروز و سیزده بدر در فراشبند است.

* لحظه تحویل سال 1390 کجا هستید ؟
کرمان.

* چه پیشنهادی برای دوستان نوجوان و جوان هنرمندتان در فراشبند دارید ؟
مطالعه. مشورت و پشتکار

* چه پیشنهادی به انجمن هنرهای نمایشی فراشبند دارید ؟
آرزوی موفقیت  میکنم و دو تا پیشنهاد دارم . جشنواره یا مسابقه نمایش کوتاه پنج دقیقه ای به راه بیاندازید و نمایشنامه نویسی کوتاه.


* و هرچه می خواهد دلتنگ بگو ...
خوشحالم که وقت گذاشتید و براتون مهم بود که باهام مصاحبه کنید. من دستبوس تمام همشهریانم هستم که با تشویق هایشون قدم های منو استوار تر کردند.

امیدوارم سال خوبی داشته باشید. و امیدوارم امسال شرایطی به وجود بیاد که بتوانم در فراشبند با بازیگران فراشبندی یک فیلم خوب بسازم . ممنونم از شما به خاطر وبلاگ خوبت و حسین . سمیرا . عباس که با پیغام هاشون منو به خودم امیدوار کردن .
من عاشق شهرمم .
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم فروردین 1390ساعت 21:7  توسط میثم طاهری  | 

 
کلیه حقوق مادی و معنوی این وبلاگ محفوظ می باشد / مطالب این وبلاگ را تنها با ذکر منبع میتوانید منتشر نمائید